السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 24
شرح دعاى سحر ( فارسى )
گر ز چشم همهء خلق بيفتم سهل است تو مينداز كه مخذول تو را ناصر نيست چه رسد به دوران حيات در عالم خارج از طبيعت كه همه نور است و صفا و لذت و سرور ، و جهان طبيعت با همهء فريبايى خود ، نسبت به لذات آن عالم قدر قابل ملاحظهاى ندارد و آنان را كه پس از انتقال از اين نشأه في َمُقَعِد صِدُقٍ عِنُدَ مَليكٍ ُمُقَتِدٍر 54 : 55 هستند چه اعتنايى به اعتبارات پوچ و هيچ اين جهان تواند بود ؟ بلكه از آن جهت است كه اولياء حق مظاهر رحمت الهيهاند و وجودشان در همهء عوالم منشأ خيرات و بركات است ، از اين رو راضى نيستند كه احدى از موجودات از كمال مطلوب خود بازماند و تا آنجا كه امكان دارد و با اختيار منافات ندارد و موافق با نظام اتم خلقت است از ارشاد و دستگيرى خلق خدا مضايقه ندارند ، حتى پس از انتقال از اين عالم به جوار رحمت الهى . به هر حال در ميان ابعاد روحى امام ، بعد عرفانش از دير زمان براي اين ناچيز خيره كننده بود و موقعى كه آوازهء شجاعت و درايت و قاطعيت و ديگر فضايلشان زبانزد همه بود ، مرا حالت تأثر و تأسفى بود كه چرا بعد عرفان امام همچنان از مردم پوشيده است ؟ و بارها اين تأسفم را به دوستان اظهار كرده بودم و لكن خداى را شكر كه با طبع كتاب پرواز در ملكوت از اين راز پنهان تا حدودى پرده برداشته شد . هر چند جلد اول آن كتاب كه در زمان طاغوت به طبع رسيد و مطالب امام كه نمايانگر مقام عرفانش بود با نام مستعار « أستاذ الهى ما » در آن كتاب آمده است ، ولى
--> ( 1 ) قمر - 55 .